مساله حذف صفر قبل از تورم اخیر هم مطرح بود. خاطرم هست در سال‌های ۹۰ و ۹۱ در دانشکده پولی و بانکی، پروژه‌ای تحت عنوان رفرم پولی اجرا شد. در آن زمان هم این بحث وجود داشت که ریال و واحد کوچک‌ترش یعنی دینار، به‌طور کلی کارکرد خودشان را از دست داده‌اند و ریال تنها در محاسبات رسمی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

شاید بیش از دو دهه است که ریال هیچ قدرت خریدی ندارد و واحد کوچک‌تر از آن، دینار حتی از پیش از انقلاب هم کارکردش را از دست داده بود. بنابراین این سوال مطرح بود که آیا وقت آن نرسیده که یک واحد پول جدید تعریف شود؟

این سوال موضوع پروژه‌ای در پژوهشکده پولی و بانکی شد که در آن زمان، آقای مهدویان که از مدیران سابق بانک مرکزی بودند، مسئولیتش را بر عهده گرفتند و تحقیقاتی را در این زمینه انجام دادند. نتایج این تحقیقات هم در یکی از همایش‌های سیاست‌های پولی و ارزی ارائه شد. در یکی از این همایش‌ها، کارشناسانی از بانک مرکزی ترکیه هم دعوت شده بودند که دست‌اندرکار حذف صفرها در سال ۲۰۰۵ بودند و تجربه ترکیه را در همایش‌های سیاست‌های پولی و ارزی ارائه دادند.

اقتصاد ایران در ابتدای دهه ۹۰ دوره مشابهی را از جهت تحریم و تورم با دوره فعلی می‌گذراند، و جمع‌بندی این شد که تا زمانی که اقتصاد به یک ثبات نسبی نرسیده و تورم به شکل پایداری مهار نشده است، حذف صفرها مشکلی را حل نمی‌کند.

ضمن اینکه مردم هم عادت کرده بودند و با وجود اینکه ریال قدرت خریدی نداشت، مردم با ابتکاراتی می‌توانستند معاملات خود را انجام دهند و مشکل و مساله جدی‌ای به وجود نیامده بود. همین الان هم مشکل ما خیلی جدی نیست و نرخ تورم ایران در مقایسه با دوران تورمی ترکیه، پایین‌تر است. ترکیه زمانی که تصمیم به‌ حذف صفرها گرفت، شش صفر را از واحد پول ملی‌اش کنار گذاشت.

در این کشور با توجه به انجام اصلاحاتی در نظام پولی و بانکی، تورم مهار شده بود و حذف صفرها به‌شکل موفقیت‌آمیزی اجرا شد. از این‌رو با این جمع‌بندی پروژه آقای مهدویان خاتمه پیدا کرد و مساله اجرای رفرم پولی، به آینده‌ای موکول شد که هنوز زمان آن نرسیده است. در آن آینده ما باید حداقل بتوانیم کنترل تورم را به دست گرفته باشیم. توصیه این بود که بانک مرکزی پیش از آنکه به حذف صفرها مبادرت کند، اصلاحاتی را در حوزه بانکداری مرکزی، سیاست‌های پولی و سیستم بانکداری انجام دهد که تا به‌ حال این اتفاق نیفتاده است.

اگر اقتصاد به این ثبات نسبی نرسیده باشد، ممکن است مجددا ناچار شویم حذف صفر را تکرار کنیم. تجربه چندین کشور ناموفق، این گزاره را ثابت می‌کند.

سیاستگذاری پولی ما، صرفا منحصر به کنترل نرخ ارز است. یعنی همواره آثار تورمی رشد نقدینگی را در مقاطعی که از درآمدهای نفتی خوبی برخوردار بودیم و منابع ارزی قابل ملاحظه‌ای داشتیم، با کنترل نرخ ارز، مهار کرده‌ایم و لنگر تورم را نرخ ارز قرار داده‌ایم. زمانی هم که در اثر تحریم‌ها، نتوانستیم این لنگر را حفظ کنیم، مجددا آن موج تورمی بر اقتصاد کشور سوار شده است. خروجی پروژه یادشده این بود که حذف صفرها در صورتی می‌تواند موفق باشد که اقتصاد به یک ثبات نسبی رسیده باشد.

اگر اقتصاد به این ثبات نسبی نرسیده باشد، ممکن است مجددا ناچار شویم حذف صفر را تکرار کنیم. تجربه چندین کشور ناموفق، این گزاره را ثابت می‌کند. البته تفاوت اقتصاد ما این است که نرخ تورم، به‌رغم اینکه به سطح آزاردهنده‌ای رسیده است، اما همچنان نسبت به آن کشورها (که چندین بار مبادرت به حذف صفر کردند) در سطح پایینی قرار دارد. بنابراین می‌شد این کار را به تعویق انداخت تا اقتصاد به ثبات نسبی مدنظر می‌رسید.

چاپ اسکناس و ضرب مسکوکات و تعریف سیستم حسابداری بر اساس واحد پول جدید، هزینه‌هایی دارد و این هزینه‌ها ظرف دو سال سرشکن می‌شود. مساله‌ای که مهم است ولی در پیشنهاد بانک مرکزی به آن توجه نشده، خود تورم است. آیا ما می‌توانیم ظرف دو سال، تورم را به سطح معقول و منطقی که در اکثر کشورهای دنیا در حال تجربه است، برسانیم؟

اگر می‌توانیم، باید دلیل بیاوریم که به چه شکلی شدنی است. با توجه به اینکه هنوز بانک‌های کشور مشکلات قبلی را دارند، ناترازی‌ها و عدم رعایت مقررات احتیاطی پابرجاست، بانک مرکزی استقلال کافی را ندارد و چارچوب سیاستگذاری پولی مناسبی برای مهار تورم موجود نیست، حل مشکل تورم ظرف دو سال، بعید به نظر می‌رسد.

اگر هم بانک مرکزی برنامه‌ای دارد، بهتر بود آن برنامه اجرایی می‌شد و سپس دنبال حذف صفر می‌رفت. اجرای این برنامه در اقتصادی که بیش از پنج دهه از معضل تورم رنج می‌برد، یعنی یک بیماری مزمن ۵۰ساله قرار است ظرف دو سال درمان شود. در انتهای این دو سال اگر توانستیم ادعا کنیم که دوران تورمی طولانی ۵۰ساله را پشت سر گذاشته‌ایم و از این به بعد، شاهد تورم‌های منطقی و پایین خواهیم بود، آن زمان می‌توانیم حذف صفرها را دنبال کنیم.

به نظرم الان زمان مناسبی نیست و  فکر نمی‌کنم ظرف دو سال بتوانیم معضل تورم را حل کنیم، اگر هم برای آقای همتی و همکارانشان در بانک مرکزی این هدف شدنی است، توصیه منطقی این است که صبر کنیم برنامه مهار تورم اجرا شود و پس از آن طرح حذف صفر عملیاتی شود.