هر انسانی می‌تواند در هر زمانی هر حجمی از کار را انجام دهد، البته به شرط اینکه قرار باشد در آن زمان، کار دیگری را انجام دهد! (روبرت بنچلی)

در تابستان سال ۱۸۳۰، ویکتور هوگو با ضرب الاجلی ناممکن روبرو شد. این نویسنده فرانسوی به ناشر خود قول میدهد تا کتاب جدیدش را در مدت یکسال بنویسد. اما بعد از پایان یکسال هنوز حتی نوشتن کتاب را شروع نکرده بود. اینبار ناشر کتاب به او تنها شش ماه برای اتمام کتاب وقت می‌دهد. هوگو نقشه ای برای غلبه بر تعللش طرح‌ریزی کرد. او همه لباس‌هایش را در کمدی دور از دسترس قرار داد و آن‌ را قفل نمود. بنابراین با نداشتن لباسی مناسب دیگر برای بیرون رفتن و پرت شدن حواسش وسوسه نمی‌شد. “گوژپشت نوتردام” دو هفته زودتر از ضرب الاجل تعیین شده یعنی در ۱۴ ژانویه ۱۸۳۱ منتشر شد.

مشکل قدیمی آکراسیا: آکراسیا یعنی می‌دانید باید کاری را انجام دهید و از نتایج ناشی از انجام ندادن آن آگاهید اما به کاری دیگر مشغول می‌شوید که چندان اهمیتی ندارد. آکراسیا منجر به ناامیدی و سرزنش خودمان می‌شود. تصور می‌کنیم فردی بی‌فایده و بی‌اراده هستیم. آکراسیا عزت نفس ما را هدف می‌گیرد.

دلایل زیادی برای بروز آکراسیا وجود دارد. احتمالا یکی از دلایل اصلی آکراسیا این است که ما وقتی درباره‌ی آینده فکر می‌کنیم، تصمیم‌های ایده‌آل‌تر و معقولانه‌تری می‌گیریم. همچنین همه ما می‌دانیم که مغز انسان، برای پاداش‌های لحظه‌ای و خشنودی آنی ارزش بیشتری نسبت به نتایج مثبت بلندمدت قائل است. به زبان ساده، مغز ما طرفدار ضرب المثل «سیلی نقد به از حلوای نسیه» است و همین موضوع یکی از دلایل اصلی آکراسیا است. از دیگر دلایل به وجود آورنده آکراسیا می‌توان به کمبود اعتماد به نفس برای پرداختن به اهداف و ترس نرسیدن به آن‌ها، کمال‌گرایی و خودفریبی دانست.

شاید ابتدایی‌ترین راهکاری که برای غلبه بر آکراسیا به ذهن برسد، برنامه‌ریزی و نوشتن اهداف باشد. اما تقریبا همه ما حداقل یکبار هدف‌های خود را در یک سررسید نوشتیم و بعد از آن دیگر حتی به آن سر نزدیم. پس آکراسیا موضوعی عمیق‌تر است. تنها راه تضعیف آکراسیا تمرین دادن ذهن یا تقویت مهارت خودکنترلی است. مغز تمرین داده نشده همیشه به دنبال خشنودی آنی است. باید مغزمان را رام و نفسمان را مهار کنیم. مسلماً ابتدا در مهار مغزمان و نه گفتن به لذت‌های فوری، بارها و بارها، شکست خواهیم خورد اما کلید پیروزی تلاش و پشتکار است. سال هاست عادت کرده‌ایم از امور مهم زندگی فرار کنیم. برای تغییر شکل زندگی وجود دو عنصر صبر و تمرین مداوم ضروری است.